این روزهادر سکوت اسم تو را صدا می زنملبهایم خسته شده اندامّا...چشمانم هنوز منتظرندتو آبی و من ماهیو خانه ما را رفتنت شکستخدا کند با باران برگردیکه من بعد تو بیابانی شده امبه وسعتِ دلتنگی...