#آرامش

#آرامش


روزگاری حاکمی اعلام کرد به هنرمندی که بتواند آرامش را در یک تابلو نقاشی بیاورد، جایزه ای نفیس خواهد داد.

بسیاری از هنرمندان سعی کردند و حاکم همه تابلو های نقاشی را نگاه کرد و از میان آنها دو تابلو پسندید و تصمیم گرفت یکی از آنها را انتخاب کند.

اولی نقاشی یک دریا چه آرام بود؛ دریاچه مانند آینه ای تصویر کوههای اطرافش را نمایان میساخت، بالای دریاچه آسمانی آبی با ابرهای زیبا و سفید بود، هر کس این نقاشی را میدید حتما آرامش را در آن می یافت.
در دومی کوههایی بود ناهموار و پر صخره؛ آسمان پر از ابر های تیره، باران میبارید و رعد و برق میزد، از کنار کوه آبشاری به پایین میریخت، در این نقاشی اصلا آرامش دیده نمیشد.

اما حاکم با دقت نگاه کرد و پشت آبشار بوته ای کوچک دید که در شکاف سنگی روییده بود، در آن بوته پرنده ای لانه کرده بود و در کنار آن آبشار خروشان و عصبانی، پرنده ای در لانه ای با آرامش نشسته بود.


حاکم نقاشی دوم را انتخاب کرد و گفت: "آرامش به معنای آن نیست که صدایی نباشد، مشکلی وجود نداشته باشد، یا کار سختی پیش رو نباشد، آرامش یعنی در میان صدا، مشکل و کار سخت دلی آرام وجود داشته باشد...
دیدگاه ها (۱۴)

#کلام_امیردو (✌ ) چیز شما را تعریف می کند:☝ - #صبر شما وقتی ...

جـایِ مهتــاب به تـاریـکیِ شـب ها ...

#امیر_تتلو#داش_امیر_باغیرت#اولین_چهارساله#روحانی_دروغگو#به_ش...

#مرد (!) تصویب های سخت ...!!!#حزب_باااااد ...

Part. 2 Second Look : Crime formula کره... کشوری که عصر جدید...

پارت ۴از همان شبی که توبیراما و هاشیراما فهمیدند مادارا یک ب...

𝒍𝒐𝒗𝒆 𝒉𝒊𝒅𝒅𝒆𝒏 𝒊𝒏 𝒕𝒉𝒆 𝒉𝒆𝒂𝒓𝒕 𝒐𝒇 𝒉𝒆𝒍𝒍... ✧ 𝑝𝑎𝑟𝑡 1 ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط