☆پارت۴☆
☆پارت۴☆
☆ستارهای در شب ☆
لورین مجبور بود بره اداره که تایم کارش رو عوض کنه .
یه کت شلوار پوشید و راه افتاد ، وقتی که رسید از تعجب خوشکش زده بود ....
خودش بود همون حرومزاده که خانوادهاش رو کشته بود، جوهین بود.
بعد ۵ سال هنوز اون دندون نیش ، چشم ها مشکی ش رو فراموش نکرده بود، یهو خوابید روی زمین و با پا عقب رفت.
مدیر: خانم لو حالتون خوبه ؟
جوهین:حالش خوبه ،نامزدم بعضی وقت ها اینجوری میشه
☆ذهن لورین☆
چی داره برا خودش میگه ، نامزد ؟
اونم با این هیولا ؟
لو سریع رفت به سمت در که بره بیرون ......
☆ستارهای در شب ☆
لورین مجبور بود بره اداره که تایم کارش رو عوض کنه .
یه کت شلوار پوشید و راه افتاد ، وقتی که رسید از تعجب خوشکش زده بود ....
خودش بود همون حرومزاده که خانوادهاش رو کشته بود، جوهین بود.
بعد ۵ سال هنوز اون دندون نیش ، چشم ها مشکی ش رو فراموش نکرده بود، یهو خوابید روی زمین و با پا عقب رفت.
مدیر: خانم لو حالتون خوبه ؟
جوهین:حالش خوبه ،نامزدم بعضی وقت ها اینجوری میشه
☆ذهن لورین☆
چی داره برا خودش میگه ، نامزد ؟
اونم با این هیولا ؟
لو سریع رفت به سمت در که بره بیرون ......
- ۴۹
- ۲۹ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط