آقازاده p

آقازاده (p5)

از رستوران برون رفتیم و سوار ماشین شدیم..دیدم به سمت خونه اش میره..لب پایینم گاز گرفتم و اهسته سرتکون دادم..
اهسته نگاهش کردم..یک دستش رو فرمون بود..و سرش به صندلی تکیه داده بود..لبخند زدم و دوباره به جلو خیره شدم
بعد ۱۵مین به عمارتش رسیدیم
وارد پارکینگ شد و پارک کرد..هرو از ماشین پیاده شدیم و وارد خونه شدیم
ویو جونگکوک
در خونه باز کردم و وقتی وارد شد پشت سرش وارد شدم..
جونگکوک:من میرم دوش بگیرم،امشب پیش من میخوابی؟
ا/ت:(لبخند زدم)اره..برو دوش بگیر منم میرم یکی از لباسات بپوشم
جونگکوک خنده ارومی کرد و به سمت اتاقش رفت وارد حمام شد و در بست..بعد یک دقیقه صدای باز شدن دوش اومد
ا/ت یه تیشرت مشکی و شلوار راحت بلند مشکی برداشت و پوشید و به سمت دستشویی رفت و مسواک زد و به صورتش رسیدگی کرد

بعد بیست دقیقه جونگکوک از حمام بیرون اومد و یه شلوار راحت بلند سفید پوشید با بالا تنه برهنه ..موهاش با یه حوله خشک و به پوستش کمی رسید و رو تخت دراز کشید و گوشی اش روشن کرد و داخل اینستا رفت

لیا اروم وارد شد و کنارش دراز کشید و باهاش ریلز نگاه میکرد هردو میخندیدن
ا/ت:وای‌وای‌وای یبار دیگه ببینم..
...
بعد نیم ساعت جونگکوک گوشیو خاموش کرد و به سمت ا/ت چرخید و دید خوابه..لبخند زد و اروم جسم ظریف و کوچیکش به بغلش کشید و صورتش تو موهاش فرو کرد و اروم زمزمه کرد

جونگکوک:میشه این دفعه امیدوار شم؟..به ما..


سلامممم ببخشید دیر شده و شرط ها [۳۲ لایک ، ۴کامنت ، ۱تا بازنشر ] خب مراقب خودتون باشین لباس های جونگکوک و ا/ت تو اسلاید بعد هستن ؛)
دیدگاه ها (۶)

>> >قبلا به عشق اینها اعتقاد نداشتم نمی دونم ولی حسشم نکردم ...

قاتل زنجیره‌ای من ⛓️🩸[۱۱]سفارش که بیان‌ اشتباهی قهو ريختن فن...

آقازاده(p۲)به عمارتش رسیدیم که اهسته از ماشین پیاده شدم..پشت...

عشق مافیا

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط