آندم که تو را در بغلم سفت بگیرم

آندم که تو را در بغلم سفت بگیرم
از هر نفست زنده شوم باز بمیرم

با طعم لبانت بده یک بوسه عزیزم
دیوانه ام و سمت تو افتاده مسیرم

احساس جوانی به سرم دارم و اما
در پیش تو یک شاعر افسرده ی پیرم

اقرار کن از کی شده ام محو دو چشمت
آن گاه من این مساله را هم بپذیرم

عیبم نکن از اینکه چرا با تو خوشم من 
وقتی به نگاهت همه ی عمر اسیرم
دیدگاه ها (۰)

بقول دوستیاین دیگه پیام نیازمند نیست پیام ثروتمندهنیازمند ما...

زمین و کوه و جنگل و دریا و ساحل خواری و خونه ملت خواریاز همه...

📚 #حکایتی‌بسیارزیباوخواندنیسگی از کنار شیری رد می شد چون او ...

اینترنت رایگان حق مردم است"ابراهیم رئیسی"

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط