ای رفته ز دل، رفته ز بر، رفته ز خاطر

ای رفته ز دل، رفته ز بر، رفته ز خاطر
بر من منگر تاب نگاه تو ندارم

بر من منگر زانکه به جز تلخی اندوه
در خاطر از آن چشم سیاه تو ندارم

#سیمین_بهبهانی
دیدگاه ها (۱)

دیر کشید، ای نگار، سوختنم ز انتظاریا نظری بی‌ ستیز، یا گذری ...

روزی به دلبری نظٖری کرد چشم من زان یک نظر مرا دو جهان از نظر...

من ندانم ز نگاه تو چه خواندم اما می‌دانم آن چشم ها قاتل دلخو...

پیکرتراش پیرم و با تیشه‌ی خیالیک شب تو را ز مرمر شعر آفریده‌...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط