وای اگر دیوان من افتد به دست دلبرم

وای اگر دیوان من افتد به دست دلبرم
مست گردد از شراب شعر من نیلوفرم

من که از جام شراب عشق تو دیوانه ام
چه شود گر تو بنوشی باده ای از ساغرم

افتخاری بیش ازینم نیست دلدارم تویی
زین سبب در روز و شب دائم خدا را شاکرم

آدمیزادی بدین خوبی ندیدم مثل تو
دلبری جز تو نیامد هرگز اندر خاطرم

خرمن جان من از شور شرار عشق سوخت
جانم از کف داده ام اما ز هجرت صابرم

با نگاهی زنده ام کن من که مُردم در غمت
با وصالی سرخوشم کن من که شوریده سرم
دیدگاه ها (۲)

عاشقم ,عاشق آن تازه نگارم که تویی...فاش گویم همه داروندارم ک...

یه "دنیا"غریبم...!!کجایی عزیزم..!!بیا تا "چشامو"توچشمات"بریز...

ساعت از صفر گذشته عزیزم خوابی؟یا که مثل من آشفته توام بی تاب...

کاش قلبم درد پنهانی نداشت چهره ام هرگز پریشانی نداشت ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط