من عـاشق عشقـم چه بسوزم چه بسازم

من عـاشق عشقـم چه بسوزم چه بسازم

عشق است که هر کار کند عین ثواب است

معشـوق اگـر خـون مـراریـخت بـه‌حق ریخت

خون‌ریزی معشوق هم ازروی حساب است

تب کردن تــومُــردن من هــر دو بهـــانــه

عشق است که بین من و تو در تب‌وتاب است

صــد بــار تفـأل زدم و فـال یـکـی بـــود

ما را زخیال تو چه پروای شراب است



#F
دیدگاه ها (۹)

من عـاشق عشقـم چه بسوزم چه بسازمعشق است که هر کار کند عین ثو...

من عـاشق عشقـم، چه بسوزم، چه بسازمعشق است که هر کار کند عین ...

چــایی کـه تــو مـی‌آوری انـگار شراب استاین شاعر عاشق به هما...

چایی که تو می آوری انگار شراب استاین شاعر عاشق به همان چای خ...

چایی که تو می آوری انگار شراب استاین شاعر عاشق به همان چای خ...

چایی که تو می آوری انگار شراب استاین شاعر عاشق به همان چای خ...

چایی که تو می آوری انگار شراب استاین شاعر عاشق به همان چای خ...

چایی که تو می آوری انگار شراب استاین شاعر عاشق به همان چای خ...

چایی که تو می آوری انگار شراب استاین شاعر عاشق به همان چای خ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط