بداخلاق
بداخلاق
بی احساس
مغرور
متکبر
خودشیفته
بی معرفت
سنگدل
بی تفاوت
و.....
اینها همگی لقبهای خوشکلی هست که تو دنیای مجازی به من نسبت داده شد!!!
قطعا دادن این القاب رنگارنگ به من،
بی دلیل نبوده و حتما یه کارایی انجام دادم و یه رفتارهایی کردم که شایستگی این همه محبت و لطف از شما نصیبم شده!!!
بداخلاق شدم؛
چون به هرکسی روی خوش نشون ندادم....
بی احساس شدم؛
چون در جواب ابراز عشق و ابراز علاقه ی دیگران فقط یه لبخند زدم!
به این خاطر که از گفتن جمله ی "منم دوستت دارم" دروغین بی زارم.....
مغرور شدم؛
چون احتیاج حرف زدن با کسی رو نداشتم.....
متکبر و خودشیفته شدم؛
چون فقط با کسایی هم صحبت میشدم که در شأن و شخصیت خودم بودن.....
بی معرفت شدم؛
چون از شدت گرفتاری و مشغله وقت کافی واسه جواب دادن پیامهای دوستانم رو نداشتم
وهمچنین فقط پستهایی رو لایک میکردم که لایق بودن نه اینکه از روی خودشیرین کردن، بین پسر و دختری فرق بزارم.....
سنگدل شدم؛
چون خیانت دیدم از کسایی که دم از عشق میزدن و بدون من، دنیا براشون تیره و تار بود ولی همزمان با چند نفر دیگه هم بودند.....
بی تفاوت شدم؛
چون واسه کسایی ارزش قائل بودم که هیچ ارزشی نداشتن! کسایی که اگه دو روز تنهاشون میزاشتی، از آغوش دیگری سر درمی آوردن....
تا امروز هرچی که مینوشتم گلایه و شکایت از خودم میکردم!!!
و همه پیش خودشون فکر میکردن که من چقدر جلاد و بی رحمم.....
اما هیچکس نفهمید که اگر با احدی درد و دل نمیکنم دلیلش این نیست که دردی ندارم!!!
کسی نفهمید که تو دلم دارم گُر میگیرم...!
شدم عین آتیش زیر خاکستر، لحظه ای شعله ور و لحظه ای به ظاهر آرام.....
دلم خیلی دلش گرفته از آدما،خیــــــلــــــی..... اما مهم نیست!!!!
خداحافظ
سه شنبه 1392/9/19
بی احساس
مغرور
متکبر
خودشیفته
بی معرفت
سنگدل
بی تفاوت
و.....
اینها همگی لقبهای خوشکلی هست که تو دنیای مجازی به من نسبت داده شد!!!
قطعا دادن این القاب رنگارنگ به من،
بی دلیل نبوده و حتما یه کارایی انجام دادم و یه رفتارهایی کردم که شایستگی این همه محبت و لطف از شما نصیبم شده!!!
بداخلاق شدم؛
چون به هرکسی روی خوش نشون ندادم....
بی احساس شدم؛
چون در جواب ابراز عشق و ابراز علاقه ی دیگران فقط یه لبخند زدم!
به این خاطر که از گفتن جمله ی "منم دوستت دارم" دروغین بی زارم.....
مغرور شدم؛
چون احتیاج حرف زدن با کسی رو نداشتم.....
متکبر و خودشیفته شدم؛
چون فقط با کسایی هم صحبت میشدم که در شأن و شخصیت خودم بودن.....
بی معرفت شدم؛
چون از شدت گرفتاری و مشغله وقت کافی واسه جواب دادن پیامهای دوستانم رو نداشتم
وهمچنین فقط پستهایی رو لایک میکردم که لایق بودن نه اینکه از روی خودشیرین کردن، بین پسر و دختری فرق بزارم.....
سنگدل شدم؛
چون خیانت دیدم از کسایی که دم از عشق میزدن و بدون من، دنیا براشون تیره و تار بود ولی همزمان با چند نفر دیگه هم بودند.....
بی تفاوت شدم؛
چون واسه کسایی ارزش قائل بودم که هیچ ارزشی نداشتن! کسایی که اگه دو روز تنهاشون میزاشتی، از آغوش دیگری سر درمی آوردن....
تا امروز هرچی که مینوشتم گلایه و شکایت از خودم میکردم!!!
و همه پیش خودشون فکر میکردن که من چقدر جلاد و بی رحمم.....
اما هیچکس نفهمید که اگر با احدی درد و دل نمیکنم دلیلش این نیست که دردی ندارم!!!
کسی نفهمید که تو دلم دارم گُر میگیرم...!
شدم عین آتیش زیر خاکستر، لحظه ای شعله ور و لحظه ای به ظاهر آرام.....
دلم خیلی دلش گرفته از آدما،خیــــــلــــــی..... اما مهم نیست!!!!
خداحافظ
سه شنبه 1392/9/19
- ۲.۱k
- ۱۹ آذر ۱۳۹۲
دیدگاه ها (۴۸)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط