شبها گذرد که دیده نتوانم بست

شبها گذرد که دیده نتوانم بست
مردم همه از خواب و من از فکر تو مست
باشد که به دست خویش خونم ریزی
تا جان بدهم دامن مقصود به دست!
دیدگاه ها (۱)

لبانت قند مصری، گونه هایت سیب لبنان راروایت می کند چشمانت آه...

آن حرف که از دلت غمی بگشایددر صحبت دل شکستگان می بایدهر شیشه...

شد کوچه به کوچه جستجو عاشق اوشد با شب و گریه رو به رو عاشق ا...

بعد من با یاد من افسوس می ماند به جادر میان کلبه ها فانوس می...

🤍🌱نفس هایت ریخته در دامن صبح عطر چشم های تو در هواست تویی آن...

عشق در تاریکی پارت: ۹بعد ار اینکه فکر هامو کردم خوابیدم ویو ...

#پارت_111آقای مافیا♟🎲تمام مدتی که سامیار نبود دو تا عفریته م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط