درخت سبز بلوطم که برگ و بارم نیست

درخت سبز بلوطم که برگ و بارم نیست



اما پنج روزتمام، درختان سرزمینم یکی پس از دیگری دست در دست هم با شعله هایی که به جان شان افتاده سوختند و ساختند تا جایی که شاهد سوختن شاید بیشتر از ده هزار درخت بلوط بوده ایم. شعله هایی که در آغوش باد افتاده بودند و قرار از هم ربوده بودند. دلیلش هر چه که می خواهد باشد بی توجهی عده ای که با عصاره های جان درختان کباب درست می کنند و یادشان می رود که خاکسترش را خاموش کنند یا آن ها که ته مانده ی بی اهمیت سیگارشان چنین اتفاق مهمی را رقم می زند، چه فرقی می کند وقتی دود عمل شان قلب مان را می سوزاند.

حالا از دور نشسته ایم و خاکستر درخت های مان را لابه لای دود عظیمی که اسمان را فرا گرفته نظاره می کنیم. و چشم امید دوخته ایم به دست های زخمی مردمی که با تمام جان و دل آمده اند تا شعله های آتش بیشتر از این ها روح مان را نسوزاند…








#کورد
#کوردستان
#فرهنگ
#تمدن
#اصالت
دیدگاه ها (۲)

مردمی که از شهر و روستا آمده بودند و آتشی که می توانست بیشتر...

در این شرایط حتی یک دست هم صدا دارد،جنگل ها را از نو بکاریمس...

درخت سبز بلوطم که برگ و بارم نیستباد هم بوی آتش می دهد!جنگل ...

سرخی زبانه ای آتش سرخی گونه هایشان را ربودوبا تازیانه شراره ...

دســت نوشــته هــای عمــو هیــون قسمت سوم بیست و یک دسامبر ا...

سفیر کبیر Grand Ambassador

حال دل من... 🥺💔آقا… آقایِ جانِ من، صدایم را می‌شنوی؟دورت بگر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط