عشق به سبک دختر مافیا
عشق به سبک دختر مافیا
پارت ۱۲
~یانگ
™لبخند فیکی زدم،رییس نیازی نبود به اینجا بیاین
~دخترم من رییست نیستم
™جونگ رو بغل کردمو گفتم میخوام فقط تو کنارم باشی نه هیچ کس دیگه ای،این تنها راهی بود که میتونستم از شر پدرم خلاص شم
~دخترم هفته بعد عروسیته
™با حرفی که زد چشمام پر از اشک شد
^اوه چی پدر ممنونم
~یانگ دخترم نمیخوای حرف بزنی ؟
™با تصمیم خودت منو نامزد کردی با تصمیم خودتم شوهرم بده دیگه چرا از من نظر میخوای؟
¥خانم لی شما دچار فشار عصبی شدین نباید خیلی از خودتون کار بکشین و فکر کنین وگرنه ممکنه تبدیل به تومور بشه
~منظورت چیههه
™معذرت میخوام بخاطر داد رییسم ممنون از اینکه بهم گفتین
~یانگ هیچ وقت معذرت خواهی از کسی نمیکرد،یانگ میفهمی تومور چیه!!
™ قبلاً یکیشون از تو مغزم برداشتن
~چیییی؟؟؟ جونگ تو میدونستی ؟؟؟؟
^خیر پدر
™وقتی منو از خونه پرت کردین بیرونو محل سگم بهم ندادین ۲سال تمام کار کردمو شبارو هم نخوابیدم دکتر بهم گفت توموری دارم که امکان زنده موندم ده درصده ولی از شانس بدم دکتر مجبورم کرد عمل کنم و زنده موندم
~اوه یانگ
™برای من دلسوزی نکنین که یک نفرم دلش به حالم نمیسوزه البته به جز مین گی
~اون عوضی میدونست تو تومور داری
™داد کشیدم حق ندارین با مین گی اینطوری حرف بزنین نخیر اون خبر نداشت
~بچه منه دلم میخواد باهاش اینطوری حرف بزنم
™رییس میدونین که من آدم سلیطه ایم ممکنه حرکت زشتی
ازم دیده بشه ممنون میشم تشریفتون رو ببرین
پارت ۱۲
~یانگ
™لبخند فیکی زدم،رییس نیازی نبود به اینجا بیاین
~دخترم من رییست نیستم
™جونگ رو بغل کردمو گفتم میخوام فقط تو کنارم باشی نه هیچ کس دیگه ای،این تنها راهی بود که میتونستم از شر پدرم خلاص شم
~دخترم هفته بعد عروسیته
™با حرفی که زد چشمام پر از اشک شد
^اوه چی پدر ممنونم
~یانگ دخترم نمیخوای حرف بزنی ؟
™با تصمیم خودت منو نامزد کردی با تصمیم خودتم شوهرم بده دیگه چرا از من نظر میخوای؟
¥خانم لی شما دچار فشار عصبی شدین نباید خیلی از خودتون کار بکشین و فکر کنین وگرنه ممکنه تبدیل به تومور بشه
~منظورت چیههه
™معذرت میخوام بخاطر داد رییسم ممنون از اینکه بهم گفتین
~یانگ هیچ وقت معذرت خواهی از کسی نمیکرد،یانگ میفهمی تومور چیه!!
™ قبلاً یکیشون از تو مغزم برداشتن
~چیییی؟؟؟ جونگ تو میدونستی ؟؟؟؟
^خیر پدر
™وقتی منو از خونه پرت کردین بیرونو محل سگم بهم ندادین ۲سال تمام کار کردمو شبارو هم نخوابیدم دکتر بهم گفت توموری دارم که امکان زنده موندم ده درصده ولی از شانس بدم دکتر مجبورم کرد عمل کنم و زنده موندم
~اوه یانگ
™برای من دلسوزی نکنین که یک نفرم دلش به حالم نمیسوزه البته به جز مین گی
~اون عوضی میدونست تو تومور داری
™داد کشیدم حق ندارین با مین گی اینطوری حرف بزنین نخیر اون خبر نداشت
~بچه منه دلم میخواد باهاش اینطوری حرف بزنم
™رییس میدونین که من آدم سلیطه ایم ممکنه حرکت زشتی
ازم دیده بشه ممنون میشم تشریفتون رو ببرین
- ۲.۲k
- ۲۹ خرداد ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط