من بی تو نیستم تو بی من چه می کنی

من بی تو نیستم، تو بی من چه می کنی؟

بی‌صبح ای ستاره‌ی روشن چه می‌کنی؟

 

شب را به خواب‌دیدن تو روز می‌کنم

با روزهای تلخ ندیدن چه می‌کنی؟

 

این شهر بی تو چند خیابان و خانه است

تو بین سنگ و آجر و آهن چه می‌کنی؟

 

گیرم که عشق پیرهنی بود و کهنه شد

می‌پوشمش هنوز، تو بر تن چه می‌کنی؟

 

من شعله شعله دیده‌ام ای آتش درون

با خوشه خوشه خوشه‌ی خرمن چه می‌کنی!

 

پرسیده‌ای که با تو چه کردم هزار بار

یک بار هم بپرس تو با من چه می‌کنی؟!
دیدگاه ها (۰)

آدم چطور می تواند،پشت دری که قفل نیست،این قدر زندانی مانده ب...

باختم!صادقانه می گویمشرمم رابه چشم هایشقلبم رابه حرف هایشو ع...

آن هنگام که خواهان عشق‌ اَندزیباترین واژه ها را می‌آورندبرای...

چرا ما چشمانمان را می‌بندیم وقتی می‌بوسیم، بغل می‌کنیم، دعا ...

ماهی کوچولو روزهای زیادی کنار نهنگ شنا میکرد و با او هم آواز...

متاسفانه بقیه اش جا نمیشد..p1

پارت ۱۱

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط