پارت ۹:

پارت ۹:
دختر به تهیونگ گفت :《بهتره که بری و دوستاتو بیاری .》

تهیونگ دست دختر رو گرفت و گفت :《میخوام یه سوالی ازت بپرسم ،اسمت چیه ؟》

دختر گفت :《اسمم یوری هست .》

تهیونگ به یوری پیشنهاد داد که با هم به رستوران بروند .

تهیونگ از یوری خواست که بیاد تو ، ماشینش رو روشن کرد و به سمت رستوران رفتن.
دیدگاه ها (۱)

وقتی به آنجا رسیدن ،متوجه شدن که دیگر کسی آنجا نیست .نیمه شب...

ناگهان صدایی شنیدند و دوستان تهیونگ با صدای بلند گفتند :《سوپ...

جیهوپپ تو الان با دختر مردم چیکار داری ؟اون بحثو تموم کن ،حد...

کوک که تو حال و هوای خودش نبود آروم گوشی رو روی زمین گذاشت و...

قرار داد پارت 3☆جونگکوک : باشه پس بیایوری : ممنونم به سمت...

تو اون دنیا می بینمت:) p 11

قرار داد پارت 5☆همه رفتن داخل کلاس و منم وارد شدم و به سمت ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط