part 5 وقتی عاشق پسر عموت شدی

part 5 وقتی عاشق پسر عموت شدی
part 5
(چند ماه بعد)
نکته:(خب تو این چند ماه لونا و ته یواشکی رابط داشتن)
(ویو لونا)
خواب بودم که با احساس خیسی از خواب بیدار شدم دیدم کوک داره میخنده منم هنوز ویندوزم بالا نیومده بود چند دقیقه بعد فهمیدم چیشد
+کوککککککککک
=الفراررررر
+وایسا فقط بگیرمت
داشتین میدیدیم که پام پچ خورد افتادم
+اههههه خدا لعنت نکنه کوککک
=(خنده) واییی کوچولو افتادی
+بروبابا عه
م.ل: شما اول صبح دوباره به جون هم افتادیت بسته دبگه بیان صبونه
=+چشم
رفتیم صبحونه خوردیم
+اممم... اوما
م.ل: بله
+امم... من میخوام کلاس برم
م.ل: کلاس چی
+خب ساز مثلا ساکسیفون یا پیانو
م.ل: چرا حالا این کلاس رو میخوای بری
+من تروخداااا
م.ل: صبرکن عه راستی تهیونگ ساز رو بلده به اون میگم یاد بده بهت
+واقعا
م.ل: اره صبر کن زنگ بزنم بهش
مامانم داشت به تهیونگ زنگ میزد که کوک گفت
=چیشد داری میری پیش عشقت(آروم)
+کوک ببند
دیدگاه ها (۵)

part 6 وقتی عاشق پسر عموت شدیpart 6=باشه بابا عهکه دیدم ماما...

part 7 وقتی عاشق پسر عموت شدیpart 7بعد از اینکه با تهیونگ حر...

part 4 وقتی عاشق پسر عموت شدیpart 4(ویو تهیونگ) بعد تموم شدن...

part 3 وقتی عاشق پسر عموت شدیpart 3(ویو تهیونگ) داشتیم بعد 4...

مافیای منpart : 29 ...

عشق یا ترسpart 3جیمین: خوشبختم! من جیمینم!پارک جیمین!جین: هم...

اون مال منه

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط