اما من که کاری نکردم 🥺

اما من که کاری نکردم 🥺




-قربونت برم بهتر شدی(موهاشو نوازش میکنه)
& اوهم
-خوشگلم بلند شو بریم رو تخت اینجا کمرت درد میگیره
&نمیتونم بلند شم سرم گیج می‌ره
-خیلی خوب باشه پس وایسا بغلت کنم
&نه بابا نمی‌خواد کمک کنی کافیه کمرت درد میگیره من سنگینم
-کجات سنگینه مثل پر سبکی (بغلش کرد)
&بالا چیکار می‌کنی
-اخه تو کجات سنگینه انگار هوا رو بغل کردم
&بزارم زمین
-هیس وایسا الان میرسیم خوب رسیدیم بیا آروم دراز بکش
&مرسی
-خواهش میکنم فرشته ی من
&بابایی جونم
-بله عزیزدلم
&میشه امشب پیشم بخوابی
-چرا نکنه مثل بچگیات می‌ترسی
&نه اما دوست دارم امشب رو پیش بابام باشم
-شوخی کردم خوشگلم معلومه که میشه فقط وایسا من برم لباسمو عوض کنم بیام پیشت باشه
&خیلی خوب باشه
(چند مین بعد)
-خوب اومدم قشنگم
&بغلم کن بابا(دستاشو باز می‌کنه سمتش)
-,چشم عروسک من (می‌ره رو تخت و محکم بغلش می‌کنه)
&خیلی دوست دارم بابا(خودشو مثل یه گربه کوچولو تو بغلش جا می‌کنه)
-من بیشتر عزیزم💞





🎀 پایان 🎀




🫶می‌دونم زود تموم کردم اما ایده ی نداشتم واقعا🫶
دیدگاه ها (۳۵)

#سناریو موضوع= وقتی میان به صورت اتفاقی میان تو اتاقت و میبی...

خیلی خوشحالم که روز به روز جمعیتمون بیشتر و بیشتر میشه

اما من که کاری نکردم 🥺 &بشین غذارو گرم کنم-تو بشین خودم گرم ...

اما من که کاری نکردم 🥺 &نیازی نیست عذر بخوای-دخترم تو اصلا ح...

part 34🍋‍🟩& بابا -بله&کمرم درد گرفت اینجا -باشه دخترم بلند ش...

#سناریو وقتی تاب سواری می کنیم سرعتش خیلی بالا می ره می افت...

شوهر یا ارباب

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط