پارت
پارت ۴
آبنبات با طمع لبات
نگاهی به اون مرده کردم خیلی آشنا بود ای بابا ای خاک تو سرت جیمین بچم زهره ترک شد
کوک: جیمنننننن می کشمت بچم ترسید
جیمین: خنده بلند* داشتم آرومش میکردم ببخشید
کوک: کی از پاریس برگشتی؟
جیمین: همین چند ساعت پیش اومدم ببینمت
کوک: اومدی منو ببینی یا بگی میشه منم پیشت زندگی کنم
جیمین: آفرین برای هردوشون اومدم*خنده
ا/ت: شیر موز هققق خیلی بدی هققق باهاش دوست شدی هققق منو فراموش کردی؟ بد جنس هقق
کوک : ببخشید پرنسس نه این مرده بدجنس اسمش جیمینه و دوست منه تازه از پاریس اومده اون کمی شیطونه برای همین کمی اذیتت کرده
تا اینو گفتم ا/ت بدو بدو رفت تو اتاقش و دوباره برگشت نزدیک بود از خنده بمیرم براش یک حباب ساز به شکل تفنگ خریده بودم بعد اومد همه ی حباب ها رو توی صورت جیمین کرده
ا/ت: کار انجام شد آقا دزده کشته شد * به حالت معمور
کوک: خنده بلند * تا باشه بچه اذیت نکنی
جیمین: آییییی چشمم میسوزه آی بچه حسابتو میرسم
ا/ت: جیغغ* وایییی نیا دنبالم معمور مخفی کمکم کن دزده منو میخواد بدزده
کوک: باشه پرنسس
بلند شدم و زدم پس کله ی جیمین و بردمش دستشویی که چشماشو بشوره و ا/ت هم فقط میخندید آخ من ضعف میرم برای این خنده ها
ا/ت: شیر موزززز من دلم بستنی میخواد میخوام برم بیرون
کوک: باشه میریم با عمو تهیونگ چطوره؟
ا/ت: آخ جون خرس هم میاد؟ آرههههه خرسی قراره با شیر موز و آقا دزده بریم بیروننننن
کوک: عجب لقب هایی * تعجب
جیمین: به من الان چیگفتی بچه جون؟ آقا دزده؟ نشونت میدم
کوک:عههه جیمین با یک بچه ۱۴ ساله در میوفتی؟
جیمین:چشم غره
آبنبات با طمع لبات
نگاهی به اون مرده کردم خیلی آشنا بود ای بابا ای خاک تو سرت جیمین بچم زهره ترک شد
کوک: جیمنننننن می کشمت بچم ترسید
جیمین: خنده بلند* داشتم آرومش میکردم ببخشید
کوک: کی از پاریس برگشتی؟
جیمین: همین چند ساعت پیش اومدم ببینمت
کوک: اومدی منو ببینی یا بگی میشه منم پیشت زندگی کنم
جیمین: آفرین برای هردوشون اومدم*خنده
ا/ت: شیر موز هققق خیلی بدی هققق باهاش دوست شدی هققق منو فراموش کردی؟ بد جنس هقق
کوک : ببخشید پرنسس نه این مرده بدجنس اسمش جیمینه و دوست منه تازه از پاریس اومده اون کمی شیطونه برای همین کمی اذیتت کرده
تا اینو گفتم ا/ت بدو بدو رفت تو اتاقش و دوباره برگشت نزدیک بود از خنده بمیرم براش یک حباب ساز به شکل تفنگ خریده بودم بعد اومد همه ی حباب ها رو توی صورت جیمین کرده
ا/ت: کار انجام شد آقا دزده کشته شد * به حالت معمور
کوک: خنده بلند * تا باشه بچه اذیت نکنی
جیمین: آییییی چشمم میسوزه آی بچه حسابتو میرسم
ا/ت: جیغغ* وایییی نیا دنبالم معمور مخفی کمکم کن دزده منو میخواد بدزده
کوک: باشه پرنسس
بلند شدم و زدم پس کله ی جیمین و بردمش دستشویی که چشماشو بشوره و ا/ت هم فقط میخندید آخ من ضعف میرم برای این خنده ها
ا/ت: شیر موزززز من دلم بستنی میخواد میخوام برم بیرون
کوک: باشه میریم با عمو تهیونگ چطوره؟
ا/ت: آخ جون خرس هم میاد؟ آرههههه خرسی قراره با شیر موز و آقا دزده بریم بیروننننن
کوک: عجب لقب هایی * تعجب
جیمین: به من الان چیگفتی بچه جون؟ آقا دزده؟ نشونت میدم
کوک:عههه جیمین با یک بچه ۱۴ ساله در میوفتی؟
جیمین:چشم غره
- ۸.۴k
- ۲۵ اردیبهشت ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۸)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط