ادامه پارت ۱۳

ادامه پارت ۱۳


تهیونگ نگاهی به سر تا پای دختره انداخت با همان جدیدتش لب زد تهیونگ : چرا آماده نشدی دو ساعت دیگه مهمان ها میرسن به نظرت دیر نیست
لی آهو که غرق دیدنش شده بود هواسش اصلا به حرف هایش نبود تهیونگ کلافه هر دو دست هایش را در جیب شلوارش فروع برد با صدای بم اش که حاصل از جدیت بود نجوا کرد تهیونگ : آهو اگه میشه انقدر خیره نمون
لی آهو : ها .. باشه باشه میرم تا آماده بشم .....پشته کرد به پسره و قدم برداشت با قدم های آهسته از آنجا دور میشد خیلی سرد و جدی بود اما هیچی رو نمیشد فهمید آیا نقاب گذاشته بود روی صورتش؟ چشم های درشت اش که شبیه به آهو بودند حال فقط اون چهره سرد و جدی جلوش رد میشدن .....
دیدگاه ها (۰)

(⁠˙⁠❥⁠˙⁠)⁠My blood, sweat and tears ⁩(⁠˙⁠❥⁠˙)part 14همه در ...

سلام به همه گی خواستم بدونم زحمت های که واسه این فیک میکشم ا...

˙⁠❥⁠˙⁠)⁠My blood, sweat and tears ⁩(⁠˙⁠❥⁠˙⁠)⁠part 13 در داخ...

ادامه پارت ۱۲لی آهو که میخواست چیزی بگه اما تو دهنش هی میچرخ...

جادویی به نام عشق

قاتل زنجیرای من ⛓️🩸[20] وقتی سرم رو بالا آوردم دیدم تهیونگ ...

معامله p14درِ اتاق با عجله باز شد.پزشک وارد شد و بلافاصله کن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط