بدجوری زخمی شده بود ...

بدجوری زخمی شده بود ...

رفتم بالای سرش ...

نفس نفس می زد ...

بهش گفتم زنده ای؟

گفت:هنوز نه !

خشکم زد ...

تازه فهمیدم چقدر دنیامون با هم فرق داره ...

اون زنده بودن رو توی شهادت می دید و من ...
دیدگاه ها (۱)

𝙻𝚘𝚟𝚎 𝚖𝚎 𝚊𝚐𝚊𝚒𝚗 𝙿𝚊𝚛𝚝:⁶³تهیونگ با ناباوری به همه نگاه کرد.تهیون...

part 9ویو مایکیصبح از خواب بیدار شدم و رفتم یه آبی به دست و ...

۳ پارتی

*نمیخاستم پارت بزارم ولی طی اتفاقاتی مجبور شدم بزارماون عکس،...

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹p50تمام راه، هزار بار تصمیم گرفته بود هیچ...

ارباب خشن من ۲۰

قسمت ۱۰

the missing link part¹²ووجین با یه حرکت یکی از ابزار های دند...

روبی ستاره من اسپویل یه چیزی من داشتم می گشتم که فهمیدم توی ...

پارت ۲۴ چند روز بعد، رابطه‌ی من و تهیونگ دوباره وارد مرحله‌ی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط