بخدا غنچه شادی بودم

بخدا غنچه شادی بودم
دست عشق آمد و از شاخم چید
شعله آه شدم صد افسوس
که لبم باز برآن لب نرسید
دیدگاه ها (۱)

مردم عوض شدنزمونه عوض شدهمیدونیوقتی با یه نفر دست میدیبعدش ب...

عاقبت بند سفر پایم بستمی روم ، خنده به لب ، خونین دلمی روم ا...

چند پارتی از تهیونگ (وقتی خیلی روت حساس بود) پارت چهارم .ـــ...

بی تو، مهتاب‌شبی، باز از آن كوچه گذشتمهمه تن چشم شدم، خیره ب...

عشق در تاریکی پارت: ۹بعد ار اینکه فکر هامو کردم خوابیدم ویو ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط