نمی دانم چرا هر چه عاشق و عاشق تر می شوم…

نمی دانم چرا هر چه عاشق و عاشق تر می شوم…

 

ترسوتر و ترسوتر هم می شوم…

 

شاید دلیلش ترس از روزیست که تو را از دست بدهم…

 

ترس از زمانیست که برایت بهترین نباشم…

 

ترس از لحظه ایست که دیگر دوستم نداشته باشی…
دیدگاه ها (۱)

کاش بودی . . .وقتـی بغض مـی کردم . . .فقطـ بغلم مـیکردی و مـ...

خوش آمــ‗__‗ـدی..قدمت روی چشـ‗__‗ـم هایم..بسـ‗__‗ـاط قهوه ام...

مــــی گــــویــنــد ســـــاده ام ..!مـــی گـــویـــنـــد تـ...

دلتنگــــی پـیــچـیـــــــــده نـیـســتــــــــ . . . !یــــ...

نمی دانــم … چــرا بیــن ایــن همــه آدم پــیــله کــرده امـ...

شب‌ها که دلتنگی‌ام به اوج می‌رسد، سرم را رو به آسمان می‌گیرم...

سرم را شاید دیگران بتوانند گرم کنند اما از وقتی ک تو نیستی ه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط