ددی فاکر من

‌‌ᩘ 🪷ددی فاکر من 🪷‌‌ᩘ

P:3

/میریم فردا صبح/
ویو ا،ت
از خواب پاشدم تو بغله بابایی بودم.
جوری بلند شدم که بابا بیدار نشه.
رفتم تو آشپزخونه تا آب بخورم.
یهو سایه ای بالای سرم دیدم.
برگشتم دیدم باباست.
تعجب کردم،بابا دستشو داشت می‌آورد سمتم.
منم چشمامو بستم و به دره یخچال تکیه دادم.
که دیدم بابا دره یخچالو باز کرد و یه کیک برداشتو خورد.
+باباژون من موخامممم
_،یه تیکه آخرم خورد،آخ دیر گفتی پرنسسم.
+،برای اینکه اذیتش کنم گریه الکی کردم که شصتشو کشید روی اشکم و پاکش کرد دستش گوشه‌ی لبم بود که دوباره برای اذیت کردنش شصتشو لیس زدم...اما برعکسِ تصورم خوشش اومد و لیسش زد، باباییییی
_جونم
+ایششششش،رفت تو اتاق،


/میریم یک سال بعد/

ویو ا،ت
به بابایی خیلی عادت کرده بودم و همیشه کنارش بودم.
همیشه بهم میگفت آبنباتشو بخورم.(استغفرلله)
منم که هیچوقت رو حرفش حرف نمیزدم.
میخوردم.
امروز بابایی نمیره سرکار،پس یه لباس خیلی باز پوشیدم که همون یه کوچولو سینم معلوم بود با یه شلوارک که رونم توش خودنمایی میکردن.
رفتم سمتِ اتاقش
+تق تق
_بیا تو
+،اومد تو، بابا
_جونم
+اومم چیزه..،خجالت،
_بگو نفسم
+م..من سوتین م...میخوام،اینه لبو شد،
_قربونت بشم لباس بپوش بریم بخریم.

(تو پاساژ)
_خب بیا اینجا سوتیناش خیلی خوبه(بچمون خیلی میمی داره میره سوتین میخره)
+اوهوم،دوتایی رفتن تو،
=علامتِ زنیکه
=بفرمایین
_سوتین برای دخترم میخواستم
=اوممم سایزشون چنده؟؟،عشوه،
_،منتظر به ا،ت نگاه کرد،
+سایزم ۷۵عه(تعجب نکنین عادیه ۱۳ سالش باشه و میمیاش ۷۵ باشه)
=اوه خب بفرمایین اینم سوتین

/بعد از خرید،خونه/
_خیلی گرمم بود حدس میزدم تحریک شدم.
الانم کسی به جز ا،ت نبود.
پس دست به کار شدم.

ادامه دارد.........


شرطا:
لآیک:۳۰
کآمنت:۱۵
دیدگاه ها (۴۵)

🪷‌‌ᩘددی فاکر من 🪷‌‌ᩘP:4/ویو ته/عاح الان ا،ت بهترین گزینست.ول...

عروسی کلوین لیآ

سلام فرشته ها💖🍓میخوام عروسی بگیرممممم😭🎀🎀و بله شوهرمم بیوم هس...

دوتا پست گذاشتم ولی نیومد ددی فاکر منم پارته بعدشو گذاشتم نی...

love Between the Tides⁵⁴شبتق تق تق ا/ت: کیه؟ پ: منم دخترم ا/...

من پارک جیمین هستم 26 سالمه من کیم ا/تو هستم 19 سالمه ا/ت. ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط