از درِ دوست درآ، جلوه‌گه دوست ببین

از درِ دوست درآ، جلوه‌گه دوست ببین
که رخ دوست نبینی مگر از دیدۀ دوست

گفتم از سرّ دهانش به لب آرم سخنی
حکمتش بست زبانم که درین سرِّ مگوست
دیدگاه ها (۰)

پاییز تنها زرد نیست ناگفته های پنهان است🍁دکلمه زیبا...

+ رابطہ :یہ زمانے فڪر میڪردم فقط عشق ڪافیه،عشق همہ چیز رو حل...

دنیـ.ـاے کســے باش که دنیـــاے تو باشددلداده و شورید...

من خیلی وقت است عوض شده ام :لبخندهایم مصنوعی. . .خنده هایم ت...

منم که شهره شهرم به عشق ورزیدنمنم که دیده نیالوده‌ام به بد د...

ضعف ممنوعه  Forbidden Weaknessp.31  (روایت از زبان جونگ کوک)...

«فصل۲ The magic of lov »part ۱۰۶منو یاد بابا مایکل و مامان ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط