دری باز شد و

دری باز شد و
دردی تولد یافت
صدای بی صدای زندگی این است
دیدگاه ها (۱)

درک کردن هنر استمعنی درک شدن والاتر

تو صیادی و من صیدمتو رویای منی هر دمکجا کی دام بگشائیکه جانم...

نقطه ی پرگار این چرخ و فلک درد بازی خورده از دوز و کلک آمدم ...

وقتی که مردمک چشم پُر از دیدن شد وقتی که تنت، تشنه ی لرزی...

نمیدانم که سرگردان چرایم🌸گهی نالان گهی گریان چرایم💚همه دردی ...

ادامه دادن

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط