‏فامیل‌هایمان که به تهران می‌آمدند توقع داشتند راننده باب

‏فامیل‌هایمان که به تهران می‌آمدند توقع داشتند راننده بابا برود دنبالشان.

می‌گفتند حاج آقا با این موقعیتشون راننده دارند اون وقت ما باید با تاکسی بیاییم! به بابا که می‌گفتم می‌گفت مسئله‌ای نیست فوقش دلخور می‌شن وسیله شخصی من که نیست. اون دنیا من باید جواب بدم نه این‌ها!

"شهید علی صیاد شیرازی"

#نوروز

#با_شهدا_گم_نمی_شویم
╭🌹
╰┈➤ @Sedaye_Enghelab
دیدگاه ها (۰)

My nurse Part 14( ویو نویسنده)همان لحظه که بادیگارد سرجایش ا...

🍷 شراب قرمزقسمت نهم: پیامرینا چند بار پیام روی گوشی جونگکوک ...

فیک : بین راندها

KIM V

فوقش دلخور می شن! قوم و خویش های شهرستانی مان گله می کردند ک...

بعضی از قوم و خویش هامان که از شهرستان می آمدند؛ رسیده و نرس...

بیت المالبعضی از قوم و خویش هامان که از شهرستان می آمدند؛ رس...

راننده تاکسی و اختلاس 3000 میلیاردیعصر ایران به نقل از یکی ا...

راننده تاکسی و اختلاس 3000 میلیاردیعصر ایران به نقل از یکی ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط