نام رمان: بازی عاشقانه

نام رمان: بازی عاشقانه
نویسنده: نوشین
ژانر : طنز
تعداد صفحات : ۵۶
خلاصه رمان :
یهو با صدای جیغ یه زن بیدار شدم از ترس داشتم سکته میکردم …خواب که از کلم پرید تازه دریافتم که صدای زنگ گوشیم بود اه اه عسل زلیل مرگ بشی لابد زنگمو عوض کرده صبر کن ببینم اصن ساعت چنده من دارم با خودم گفت و گو میکنم وای خداا…
بخشی از رمان:
یهو با صدای جیغ یه زن بیدار شدم از ترس داشتم سکته میکردم …خواب که از کلم پرید
تازه دریافتم که صدای زنگ گوشیم بود اه اه عسل زلیل مرگ بشی البد زنگمو عوض کرده
صبر کن ببینم اصن ساعت چنده من دارم با خودم گفت و گو میکنم وای خدااا هشتهههه
سریع اماده شدم ولی خودمونیما بهم نمیخورد ۷۱ سالم باشه انگار ۷۱ بودم دیگه دیگه از
قیافه هم چیزی کم نداشتم چشمام ابی پررنگ بود پوستمم سفید دیگه چی؟خخخخ وای
دیرم شد به سوار المبورگینی سفیدم شدم و به سمت باشگاه رفتم … تا وارد شدم عسل
پرید بغلم و گفت: وای نوشین برات خیلی خوشحالم ولی ای توروحت ای کاش م ث تو
م ث بودم …تا اینو گفت نزاشتم ادامه بده و با یه پوزخند گفتم باور کن هیچوقت نمیخوای
من باشی خانواده ات جلو چشات جون بدن نتونی کاری کنی ه ه .فک کنم ناراحت شد از
دسم ولی یهو یه جیغ کشید که همه برگشتن مارو نگاه کردن سریع با پا زدم به پاش که
انگار خودش شده باشه نیشش رو باز کرد و با صدای فوق العاده باحالی گفت : وای باورت
نمیشه.


https://98iia.com/%d8%af%d8%a7%d9%86%d9%84%d9%88%d8%af-%d8%b1%d9%85%d8%a7%d9%86-%d8%a8%d8%a7%d8%b2%db%8c-%d8%b9%d8%a7%d8%b4%d9%82%d8%a7%d9%86%d9%87-%d9%86%d9%88%d8%af%d9%87%d8%b4%d8%aa%db%8c%d8%a7/
دیدگاه ها (۱)

دیو و دلبر پارت ۳ #به زبان نویسندهدخترک روی تخت بود روی تخت ...

Love youپارت دوازدهمسرم بدجور درد میکرد بزور چشمامو باز کردم...

وای ملکه من! نفسِ راحتی کشیدم! داشتم از دستِ این تهیونگ سکته...

شاهکاری به نام دروغ

True Love①①تهیونگهمون‌طور که به درِ بسته خونه‌ی پدربزرگش خیر...

🖤My little girl~» 🖤دختر کوچولوی من~» 🖤Part #جونگکوکویو جونگک...

سقوط درخشان یک دیوانه پارت ۲۲ *رویا*اون خیلی جذابه ؟ اره خیل...

فیک تاج سلطنتی (The Royal Crown)

پارت سیزدهم کوک. دیدم ات خوشکش زده که گفتم خوب شده بهم میاد ...

#in_your_eyespart_10۴ویو کایلا حدود ۳ ماه از اون شب قشنگ میگ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط