این قلب ترک خورده ی من بند به مو بود

این قلب ترک خورده ی من بند به مو بود
من عاشق او بودم و او عاشق "او" بود

باشد که به عشقش برسد هیچ نگفتم
یک عمر در این سینه غمش راز مگو بود

من روی خوش زندگی ام را که ندیدم
هر روز دعا کرده ام ای کاش دو رو بود

عمر کم و بی همدم و غرق غم و بی تو
چاقوی نداری همه دم زیر گلو بود

من زیر سرم سنگ لحد بود و دلم خوش
که زیر سرش نرم شبیه پر قو بود
دیدگاه ها (۳)

توئی بهار عمر من؛ تو را به کس نمی دهم ،تو ائ گل شکفته ام؛ به...

داغ شد پیشانی ام، بیمار چشمانت شدممثل مویت در نسیم، من هم پر...

من هنوزم عاشقم اما تو عاشق نیستیسینه خشک مرا حتی شقایق نیستی...

رســـمے نبـــاش پــیش من اینـــجا، ادارہ نــیستقلــــبم ســـ...

این آخرین بار است که آبادی تمام شهر ها را درون چشم هایت میبی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط