اخم‌هایت می‌بَرد دل را، نمی‌دانم چرا!

اخم‌هایت می‌بَرد دل را، نمی‌دانم چرا!
خنده‌هایت هم که...واویلا، نمی‌دانم چرا!

این‌غزل‌مقدارناچیزیست ازوصف تو
واژه می‌بخشی به این رؤیا، نمی‌دانم چرا!
دیدگاه ها (۰)

در لابه لای موی مشکینت غزل برپاستمژگان تو در ساحل آبی تریین ...

✨ميان آرزوی تو ✨و معجزه خداوند،✨ديواری است به نام اعتماد!✨پس...

‏هیچ چیزی رو تو دنیا سخت نگیربه جز دستاش

حسرت عشقی به دل دارم که طوفان می کند؛زخم دل را با نمک عمریست...

نمی دانــم … چــرا بیــن ایــن همــه آدم پــیــله کــرده امـ...

و منمیان سکوتِ لب‌هایشهزار واژه شنیدم،واژه‌هاییکه نه نوشته ش...

دلتنگ توام،تا شادمانه مرا ببینندشاخه هابه شکل نام تو سبز می ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط