دوباره نمی خوام چشمای خیسمُ کسی ببینه،

دوباره نمی خوام چشمای خیسمُ کسی ببینه،
یه عُمری حال و روز من همینه ،
کسی به پایه گریه هام نمی شینه!
بازم دلم گرفته، بازم شعرهام بوی غم گرفته،
کسی نفهمید غمم چی بوده، دلیل یک عُمر ماتمم چی بوده !
دوباره یه گوشه می شینم و واسه دلم می خونم
هنوزم تو حسرت یه هم زبوونم
ولی نمی شه و اینُ می دونم!
دیدگاه ها (۳)

چه مانده از من بر جای،جز اندوه هر شب من ..؟!

عذاب دنیاﻣﺜﻞ ﺍﯾﺴﺘﺎﺩﻥ ﺭﻭﯼ ﺳﯿﻤﺎﻥ ﺧﯿﺲﻣﯽﻣﺎﻧﺪ!!!!ﻫﺮ ﭼﻪ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﺑﻤﻮﻧ...

آتش بر آشیانه ی مرغی نمی زنند، گیرم که خیمه خیمه ی آل عبا نب...

رندان تشنه لب را، آبی نمی‌دهد کس، گویی ولی‌شناسان رفتند از ا...

بچه‌ها واقعا ببخشید که زیاد فعالیت نمی کنم.....راستش واقعا د...

سناریو یاندره سانزو

*نام فیک:«دیـداریـــی عجیب»(پارت:۱۱)------------------------...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط