P
P16🦋
-دخترم دیگه کم کم باید بخوابیم ساعت دوازده شد
&اوم منم خوابم میاد{دستاشو دور گردن جیهوپ حلقه میکنه و سرشو میزاره رو سینش}
-{دستشو حلقه میکنه دور کمرش و سرشو میبوسه}
&شب بخیر
-شب توم بخیر فرشته کوچولو
4:30//
جیمین= چه ناز خوابیده پرنسس{موهاشو نوازش میکنه}
-اره خیلی
تهیونگ=حیف نیست بیدارش کنیم
جونگکوک=اره بهتر نیست بغلش کنم؟
-نه گفت میخوام طلوع خورشید رو ببینم
نامجون=پس بهتر کم کم بیدارش کنیم لباساشو بپوشه
-اره وایسا بیدارش کنم{آروم آروم تکونش میده و صورتشو میبوسه}
& بابا؟
-جون دلم بیدار شو قشنگم لباساتو بپوش
&چشم{بلند میشه و میشینه}
جین=صبحت بخیر پرنسس
&صبح شما هم بخیر عمو
شوگا=کوچولو بلند شو لباساتو بپوش الاناست که دکتر بیاد
&چشم{با کمک شوگا و جیهوپ بلند میشه و لباساشو میپوشه}
-حتی ساعت پنج صبحم عین فرشته ها میمونی
&مرسی بابایی
~خوب من اومدم
&سلام اقای جانگ
~سلامم نارا خانم میبینم که حسابی سر حالی
-بله دختر منه دیگه
~خوب نارا جان بزار معاینه های لازم رو بکنم بعدش مرخص میشی{میاد سمتش و شروع میکنه به معاینه}
-خوب چیشد میتونیم بریم؟
~بله همه چی نرماله میتونید برید دخترم توم خیلی مراقب خودت باش{میره}
&چشم ممنون{دست جیهوپ رو میگیره و بلند میشه}
-ارومتر دخترم
جونگکوک={میاد اون طرف نارا و اون یکی دستشو میگیره و بهش کمک میکنه از بیمارستان برن بیرون}
تهیونگ= من ماشین آوردم بیاین از این طرفه
جین=اگه خیلی دوره بده من سوییچ رو بیارم نزدیکتر
تهیونگ=نه همین جاست خوب وایسا درو باز کنم آهان بشین نارا جان
&ممنون{آروم نشست تو ماشین}
-{نشست پیشش }
نامجون={نشست اون طرف نارا و دستشو گرفت}خوبی؟
&اوم
تهیونگ={نشست رو صندلی راننده و جونگکوک هم نشست کنارش و بقیه هم نشستن پشت ماشین}
-دخترم کجا بریم؟
&خونه
-عه نمیخوای طلوع خورشید رو بیینی؟
&نه سرم خیلی درد میکنه خوابم میاد
شوگا=حق داره بچه دیروز یه عمل سخت رو پشت سر گذاشته نیاز به استراحت داره
جین=اره بهتره بریم خونه
تهیونگ=باشه پس بریم
نامجون=عمویی میخوای سرتو بزار رو شونم بخواب
&باشه{میره تو بغلش و سرشو میزاره رو شونش}
-اره بخواب قشنگم رسیدیم بیدارت میکنم{موهاشو نوازش میکنه و دستشو میبوسه}
&{تو بغل نامجون خوابش میبره}
جیمین={یه پتو برمیداره و آروم میکشه رو نارا} هوای ماشین سرده سرما نخوره
-مرسی جیمین {پتو رو کامل میکشه روش}
جونگکوک=هیونگ رسیدیم بیدارش کن
-بابایی کوچولو بیدارش شو خوشگلم{تکونش میده}
&{آروم آروم بیدار میشه} بابا
-جانم بیدار شو پرنسسم
&چشم{از بغل نامجون در میاد و از ماشین پیاده میشه}
-کمک میخوای دخترم
&اره {دستشو گرفت و بهش تکیه کرد}
-هیش.... آروم تر به خودت فشار نیار
شوگا={دست نارا رو میگیره و با جیهوپ کمکش میکنه بره تو خونه}
تهیونگ=بیا بشین عمو یکم حالت بهتر بشه بیمارستان حسابی گیجت کرده
&{میشینه رو مبل}
-خوبی؟
&اوم
جین=خوشگلم؟ چیزی میخوری برات درست کنم
&نه عمو جون زحمت نکشید میل ندارم
-تو مطمئنی خوبی نارا
&اره چطور
-اخه تب داری دخترم
نامجون={دستشو میزاره رو پیشونیش}اره تب داری
& نمیدونم شاید چون خیلی خستم
-بیا بریم بالا دخترم{کمکش میکنه برن بالا}
& بابا
-جونم
&میشه کمک کنی پالتوم رو در بیارم
-باشه عزیزم{پالتوش رو در میاره}
-دراز بکش عزیزم
جونگکوک=پسرا بیاین ما بریم بیرون هیونگ و نارا تنها باشن نارا خستس
شوگا=اره بیاین
{همه رفتن بیرون از اتاق}
-چیشدی یهو دخترکم
& بابا چیزی نیست فقط یکم خستم
-باشه عزیزم بخواب پس{دراز میکشه رو تخت و نارا رو بغلش میکنه}
&{سرشو میزاره رو سینش و میخوابه}
ادامه دارد...
🫠 ببخشید دیر شد 🫠
-دخترم دیگه کم کم باید بخوابیم ساعت دوازده شد
&اوم منم خوابم میاد{دستاشو دور گردن جیهوپ حلقه میکنه و سرشو میزاره رو سینش}
-{دستشو حلقه میکنه دور کمرش و سرشو میبوسه}
&شب بخیر
-شب توم بخیر فرشته کوچولو
4:30//
جیمین= چه ناز خوابیده پرنسس{موهاشو نوازش میکنه}
-اره خیلی
تهیونگ=حیف نیست بیدارش کنیم
جونگکوک=اره بهتر نیست بغلش کنم؟
-نه گفت میخوام طلوع خورشید رو ببینم
نامجون=پس بهتر کم کم بیدارش کنیم لباساشو بپوشه
-اره وایسا بیدارش کنم{آروم آروم تکونش میده و صورتشو میبوسه}
& بابا؟
-جون دلم بیدار شو قشنگم لباساتو بپوش
&چشم{بلند میشه و میشینه}
جین=صبحت بخیر پرنسس
&صبح شما هم بخیر عمو
شوگا=کوچولو بلند شو لباساتو بپوش الاناست که دکتر بیاد
&چشم{با کمک شوگا و جیهوپ بلند میشه و لباساشو میپوشه}
-حتی ساعت پنج صبحم عین فرشته ها میمونی
&مرسی بابایی
~خوب من اومدم
&سلام اقای جانگ
~سلامم نارا خانم میبینم که حسابی سر حالی
-بله دختر منه دیگه
~خوب نارا جان بزار معاینه های لازم رو بکنم بعدش مرخص میشی{میاد سمتش و شروع میکنه به معاینه}
-خوب چیشد میتونیم بریم؟
~بله همه چی نرماله میتونید برید دخترم توم خیلی مراقب خودت باش{میره}
&چشم ممنون{دست جیهوپ رو میگیره و بلند میشه}
-ارومتر دخترم
جونگکوک={میاد اون طرف نارا و اون یکی دستشو میگیره و بهش کمک میکنه از بیمارستان برن بیرون}
تهیونگ= من ماشین آوردم بیاین از این طرفه
جین=اگه خیلی دوره بده من سوییچ رو بیارم نزدیکتر
تهیونگ=نه همین جاست خوب وایسا درو باز کنم آهان بشین نارا جان
&ممنون{آروم نشست تو ماشین}
-{نشست پیشش }
نامجون={نشست اون طرف نارا و دستشو گرفت}خوبی؟
&اوم
تهیونگ={نشست رو صندلی راننده و جونگکوک هم نشست کنارش و بقیه هم نشستن پشت ماشین}
-دخترم کجا بریم؟
&خونه
-عه نمیخوای طلوع خورشید رو بیینی؟
&نه سرم خیلی درد میکنه خوابم میاد
شوگا=حق داره بچه دیروز یه عمل سخت رو پشت سر گذاشته نیاز به استراحت داره
جین=اره بهتره بریم خونه
تهیونگ=باشه پس بریم
نامجون=عمویی میخوای سرتو بزار رو شونم بخواب
&باشه{میره تو بغلش و سرشو میزاره رو شونش}
-اره بخواب قشنگم رسیدیم بیدارت میکنم{موهاشو نوازش میکنه و دستشو میبوسه}
&{تو بغل نامجون خوابش میبره}
جیمین={یه پتو برمیداره و آروم میکشه رو نارا} هوای ماشین سرده سرما نخوره
-مرسی جیمین {پتو رو کامل میکشه روش}
جونگکوک=هیونگ رسیدیم بیدارش کن
-بابایی کوچولو بیدارش شو خوشگلم{تکونش میده}
&{آروم آروم بیدار میشه} بابا
-جانم بیدار شو پرنسسم
&چشم{از بغل نامجون در میاد و از ماشین پیاده میشه}
-کمک میخوای دخترم
&اره {دستشو گرفت و بهش تکیه کرد}
-هیش.... آروم تر به خودت فشار نیار
شوگا={دست نارا رو میگیره و با جیهوپ کمکش میکنه بره تو خونه}
تهیونگ=بیا بشین عمو یکم حالت بهتر بشه بیمارستان حسابی گیجت کرده
&{میشینه رو مبل}
-خوبی؟
&اوم
جین=خوشگلم؟ چیزی میخوری برات درست کنم
&نه عمو جون زحمت نکشید میل ندارم
-تو مطمئنی خوبی نارا
&اره چطور
-اخه تب داری دخترم
نامجون={دستشو میزاره رو پیشونیش}اره تب داری
& نمیدونم شاید چون خیلی خستم
-بیا بریم بالا دخترم{کمکش میکنه برن بالا}
& بابا
-جونم
&میشه کمک کنی پالتوم رو در بیارم
-باشه عزیزم{پالتوش رو در میاره}
-دراز بکش عزیزم
جونگکوک=پسرا بیاین ما بریم بیرون هیونگ و نارا تنها باشن نارا خستس
شوگا=اره بیاین
{همه رفتن بیرون از اتاق}
-چیشدی یهو دخترکم
& بابا چیزی نیست فقط یکم خستم
-باشه عزیزم بخواب پس{دراز میکشه رو تخت و نارا رو بغلش میکنه}
&{سرشو میزاره رو سینش و میخوابه}
ادامه دارد...
🫠 ببخشید دیر شد 🫠
- ۵۷۲
- ۲۶ بهمن ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط