مايه اصل و نصب در گردش دوران زر است :دائمآ خون ميخورد تيغ
مايه اصل و نصب در گردش دوران زر است :دائمآ خون ميخورد تيغي كه صاحب جوهر است : دود اگر بالا نشيند كسر شأن شعله نيست : جاي چشم ابرو نگيرد گرچه او بالاتر است : شصت وشاهد هردو دعواي بزرگي ميكنند : پس چرا انگشت كوچك لايق انگشتر است : آهن و فولاد از يك كوره مي آيند برون : آن يكي شمشير گردد ديگري نعل خر است : گرببيني ناكسان بالا نشينند صبر كن : روي دريا كف نشیند ، عمق دريا گوهر است !
- ۱.۷k
- ۲۴ مرداد ۱۳۹۲
دیدگاه ها (۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط