تصور کن که

تصور کن که
داری تو خیابون قدم میزنی
یهو یه تابلو توجهت رو جلب میکنه
روی تابلو نوشته:
” رستورانِ آرزوها ”
به طرف رستوران میری
درِ امید رو باز میکنی
وارد سالنِ خواسته ها میشی
میزِ لذت روانتخاب میکنی
گارسونِ کائنات میاد و منوی آرزوها رو در اختیارت قرار میده
سفارشاتتو میدی..
گارسونِ کائنات با سینی آرزوهات برمیگرده
بادیدن آرزوهات و برآورده شدنشون دلت میخواد فقط
لذت ببری و خدارو شکر کنی
این رستوران درافکارشماست، به هرچه فکرکنی کائنات همونو برات آماده میکنه
پس نیکوفکرکنیدوصبورباشید....
دیدگاه ها (۱)

part : 10÷ روز بخیر بانوی من ... بفرمایید داخلدر کالسکه رو ب...

تصور کن کهداری تو خیابون قدم میزنییهو یه تابلو توجهت رو جلب ...

تصور کن کهداری تو خیابون قدم میزنییهو یه تابلو توجهت رو جلب ...

تصوّر کن که :داری تو خیابون قدم میزنی، یهو یه تابلو توجهت رو...

حتما بخونید خیلی عبرت بر انگیزه.مخصوصا جوان هایی که میخوان ا...

بچها حتما بخونید خیلی قشنگه من ک گریه ام گرفت خخ.. حتما بخون...

قهرِ حَد: ترازِ خونینِ بهرام محمدی با مافیایِ غارتگر۲۸. خدای...

قهرِ حَد: ترازِ خونینِ بهرام محمدی با مافیایِ غارتگر۲۸. خدای...

قهرِ حَد: ترازِ خونینِ بهرام محمدی با مافیای غارتگر(مانیفستِ...

تو رفیق باش من تا اینجاشم باهاتم..!

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط