کاش تا دل میگرفت و میشکست

کاش تا دل میگرفت و میشکست
دوست می آمد کنارش می نشست!

کاش میشد روی هر رنگین کمان
می نوشتم "مهربان "با من بمان!!! کاش می شد قلب ها آباد بود
کینه و غم ها به دست باد بود

کاش می شد دل فراموشی نداشت
نم نم باران هم آغوشی نداشت

کاش می شد کاش های زندگی
تا شود در پشت قاب بندگی

کاش میشد کاش ها مهمان شوند
درمیان غصه ها پنهان شوند

کاش می شد آسمان غمگین نبود
رد پای کینه ها رنگین نبود
دیدگاه ها (۱)

ناز کمتر کن، که من اهل تمنّا نیستمزنده با عشقم، اسیر سود و س...

به نام اسم پاک تو ، که اسم لحظه هام شدهبه نام اسمی که دیگه ،...

من تب زده بیمار و....تو انگار نه انگارلب تشنه ی دیدار و....ت...

حال من خوب است اما با تو بهتر می شومآخ ... تا می بینمت یک جو...

***ابریشم نیمه شب***# پارت ۲۱: وداع در سکوتفضای فرودگاه به ط...

لب از لب باز نکرد. دلش نمی‌خواست الان چیزی بگه. نه حالا که ی...

The Joke That Broke Us

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط