کاش

کاش
دلتنگی بیماری بود
بستری می شدی
درش می آوردند
دورش می انداختند
یا در شیشه های الکل نگه می داشتند
تا به بیمارهای دیگر  بگویند
این دلتنگی بزرگ را ما در آوردیم...
حیف که با دلتنگی هیچ کاری نمی شود کرد،
باید آن را کشید
مثل حبس....
دیدگاه ها (۶)

......پر از حس پاییزم پراز دلتنگی ......

دلتنگم از نبودن چشمت نگاه کن .....

تنهــــــــــایے... به تنهــــــــــایے هم مے توانــــــــــ...

این بار هم زایرت نیستم آقا از دور سلام(( شهادت امام رضا تسلی...

#حکایت_قدیمی آشپز ناصرالدین شاه قاجار، هر ساله آش نذری می‌پخ...

𝐀 𝐒𝐭𝐫𝐚𝐧𝐠𝐞𝐫 𝐂𝐚𝐥𝐥𝐞𝐝 𝐚 𝐅𝐫𝐢𝐞𝐧𝐝𝐏𝐚𝐫𝐭𝟔𝟓ات دیگه نمی‌تونست نفساشو کنت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط