زندگ م آمدم ای بار

زنـــــدگي مڹ آمـــــدم ایڹ بار
آرامم نڪڹ ،،،


شادم از تنهایي ام با حیلہ ات
خامم نڪڹ ،،،


آنڪہ رفت و راحتم ڪرد ازغم
زخم زباڹ ،،،


انگ نامـــــردی زده دیگـر تو
بدنامم نڪڹ ،،،
دیدگاه ها (۱)

‌ بس ڪہ لبریزم از تو... میخواهم بدوم در میان صحراهــ...

یڪ ڪلمه است …اما یه دنیا حـــــــرفهواسه ڪسایے ڪه میفهمن… ‴د...

با اینڪہ در حوالي چشمم ندارمٺ...اما همیشہ ڪنج دلم دوسٺ دارمٺ...

عجب مردمی داریمنه دردت را می فهمند و نه حرفت رابا این حال با...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط