به رویم باز کن میخانهٔ چشمی که بستی را

به رویم باز کن میخانهٔ چشمی که بستی را
ز رندی مثل من، پنهان نباید کرد مستی را

👤
دیدگاه ها (۰)

من و جامِ می و معشوق، الباقی اضافات استاگر هستی...

به غیر صورت او هر چه آیدم در دلبه جان دوست که باشد تصور باطل...

و من چگونه بی تو نگیرد دلم...👤

کِی دلِ سنگِ تو راآه به هم می‌ریزد...؟👤

هیچ خانم نامحرمی رو نگاه نمی کرد!می‌گفت:اگه قراره چشمی بهاما...

حالم حال خواننده

مرا این حکایت  ز سودای توست ..خماری و ، مستی ، ز صهبای توست ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط