از خنجر یاران کمرم سوخت کجایی

از خنجر یاران کمرم سوخت کجایی

دور و برم انگار بجز خارو خسی نیست

رفتی و فقط درد شده قــــــسمتم ای یار

دریاب مرا لحظه ی مرگ و نفسی نیست...
‌‌‌‌
دیدگاه ها (۲)

ﻣﺪﺍﻡ ﺩﻟﺖ ﺭﺍ ﻣﮯﺷڪﻨﻨﺪ ﺳڪﻮﺕ ﻣﮯڪﻨﮯﻫﯿﭻ ﻧﻤﮯﮔﻮیے ﺣﺘﮯ ﺍﺧﻢ ﻫﻢ ﻧﻤﮯڪﻨﮯﺩ...

.نازنیم بودی و نازتمرا دلگیــــر ڪردڪاش میشد درد دلهایمرا تص...

تلخیِ روزگاراز اون جایی شروع میشهکه خیلی چیزا رو میشه خواستا...

✨ ✨ ✨ ✨ بخند هر چندغمگینیببخش هر چندمسکینیو فراموش کن هر چند...

«دیگر از مرگ نمی‌هراسم؛ خانه اصلی آنجاست»بابا...🖤🥀این روزها ...

«سجاده‌ای.که.خالی.ماند»کاش قبل از آن رفتن، دنیا برای لحظه‌ای...

خسته‌ام خسته، برایم غزلی ناب بخوان!غزلی ناب برای منِ بی‌خواب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط