آسمان دل ،دشت ِ دلتنگی

آسمان دل ،دشت ِ دلتنگی
غم در او چو آهوئی
چشمه سار دل را اشک
می خرامد چنان قوئی

کوچ دارد این پرستو دل
رو به ناکجا آباد
چشم تو به پرواز است
آسمان ِ آبی و شاد

هان کجا، بگو کجا رفتی؟
ای تو همراه دیرینم
من اگر منزوی و غمین
تو شدی یاد ِ دیرینم

ناله های این دل ِ خاموش
خنده های پریشانی است
قصه های این لب ِ تلخ
دادهای حیرانی است

برو ای شب ، که خسته ام از تو
دیگرم بوم ِ تو نخواهم بود
بومی ِ سالهای تیره گی ات
بودم و جغد تو نخواهم شد
دیدگاه ها (۱)

بلبل آهسته به گل گفت شبی که مرا از تو تمنائی هست من به پیو...

همیشه یادمان باشدکه نگفته ها را میتوان گفت ولی گفته هارا نمی...

شنیدم من ، همه کس را گرفتند یکی اینجا ، یکی آنجا گرفتند ! ...

شنیدم من ، همه کس را گرفتند یکی اینجا ، یکی آنجا گرفتند ! ...

دل بکن از من دلت را پیش من پرپر نکندر دل سنگم ظهور ...

قناری ، سار، بلبل ؛ پر، پرستو پر، کبوتر پرخزانسوزست باغ دل ه...

#بوی باران بوی سبزه بوی خاکشاخه های شسته باران خورده پاکآسما...

🌼 به نام آن خــداوندی که نــور است🍃 رحیم است وکریم است وغف...

بوی باران بوی سبزه بوی خاکشاخه های شسته باران خورده پاکآسمان...

بوی باران بوی سبزه بوی خاکشاخه های شسته باران خورده پاکآسمان...

تو از این دشتِ خشکِ تشنه روزی کوچ خواهی کرد واشک من تو را بد...

من اینجا ریشه در خاکمتو از این دشت خشک تشنه روزی کوچ خواهی ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط