تنها یکبار

تنها یکبار
می توانست
در آغوشش کشند،
و می دانست – آن گاه
چون بهمنی فرو می ریزد
و می خواست
به آغوشم پناه آورد
نامش برف بود
تنش، برفی
قلبش از برف
و تپشش
صدای چکیدن برف
بر بام های کاگلی
و من او را
چون شاخه یی که زیر بهمن شکسته باشد
دوست می داشتم...
دیدگاه ها (۱)

***ابریشم نیمه شب***# پارت ۲۰: پناهی در میانِ طوفانسکوتِ میا...

✦ اولین گناه ✦فصل پانزدهم: ردِ پایی که در تاریکی گم شدسیلی.د...

💖💖 تنها یک‌بار می‌توانستدر آغوشش کشند،و می‌دانست آن‌گاهچون ...

نامش #برف بودتنش برفی قلبش از برفو تپششصدای چکیدن برف بر بام...

دوست

محبت

نامش برف بودتنش برفی قلبش از برف و تپشش صدای چکیدن برف بر با...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط