سوکوکو پارت ۵

سوکوکو پارت ۵

چویا : بله
موری : به مافیای بندر خوش اومدی
چویا : ممنون
موری : خب دازای سان می‌دونی باید چیکار کنی
دازای : آه چرا من مگه من معرفیش کردم
موری : آره تو اومدی گفتی یه نفر هیت که قدرتش جاذبس
دازای : اههه باشه بابا با اجازه ما بریم چویا بیا
چویا : باشه بابا اه
دازای : الان باید بریم تمرین کنیم
چویا توی ذهنش : اه این تمه چرا مثل رئیسا حرف میزنه
چویا : باشه
توی اتاق تمرین
دازای : شروع میکنیم با تمام نیرویی که میتونی کنترل کنی بهم حمله کن
چویا : باشه
من شروع کردم به جمع کردن نیرو توی دستم تا جایی که دستم به زور اون قدرتو کنترل میکرد و رفتم سمتش و شروی به حمله کردم که جاذبمو خنثی کرد قبل اینکه بتونم تکون بخورم حس کردم یه لگد رفت توی شکمم
افتادم روی زمین ( مثل اکو وقتی دازای باهاش تمرین میکرد فکنم فصل ۲ بود )
دازای : نگو که به این زودی باختی
بلند شدم
چویا : تو خواب ببینی
رفتم سمتش و دوباره حمله کردم ای سری
هم جاذبه رو خنثی کرد میخواست دوباره حمله کنه که مشتشو گرفتم لگدشو دفع کردمو روی زمین قفلش کردم ( مثل وقتی کنیکیدا تانیزاکی رو قفل کرد توی قسمت ۲)
دازای : خوب بلدی
از روش بلند شدم
چویا : پس چی فکردی قبلش با روش مبارزت اشنا نبودم
دیدگاه ها (۴)

توکیو پارت ۳۲خلاصه روز خوبی بود و بعدش همه رفتیم خونه توی خو...

توکیو پارت ۳۱از دید میکو اومد دستشو روی شونم گذاشت که یهو چی...

آینه جادویی

آینه جادویی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط