دیوانه‌وار پشت سرش دویدم

دیوانه‌وار پشت سرش دویدم
از پله‌های پایین رفتم
فریاد زدم : شوخی بود ، باور کن
از پیش من نرو
لبخندی ترسناک چهره‌اش را پوشاند
به سردی گفت :
در باد نایست ، سرما می‌خوری

#آنا_آخماتوآ
ترجمه‌: #احمد_پوری
#deep_feeling
دیدگاه ها (۳)

رفتی و بعدِ تو به جای نسکافهدلتنگی رو میزه...#محمد_پارسا#dee...

هر دوی مایک نفر را تنها گذاشتیم اول، تو مراو سپسمن، خودم را ...

دنیا کوچک است امامیترسم که از کنار هم بگذریمو دیگر دستمان به...

آدما رو درست انتخاب کنیم تا به جایی نرسیم که بگیم، وقتی نمیش...

درمانگر عشق. پارت اضافه

وقتی سالگرد ازدواجتون رو فراموش میکنه....آخرین بشقاب هم گذاش...

وقتی فهمید تو خونه پدرت کتک میخوری.با هق هق پشت میز آرایشم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط