سکوت پیست
سکوت پیست
Part:³⁷
+دستاتو بردار و بزار برم
_خودت میخواستی زنم شی و من میتونم هرکاری که بخوام باهات بکنم دیگه مگه نه؟؟
+من که زنت نیستم عوضی اون شب نمیفهمیدم چی دارم میگم مست بودم میفهمی؟
_تو دیگه حرفتو زدی
در ضمن آدما توی مستیشون چیزایی رو میگن که حقیقت داره و واقعا میخوان...
+ببین مردک من مثل جک و ج. نده های درو ورت نیستم اینو بفهم(عصبی)
_منم که نگفتم ج. نده ای گفتم؟
قشنگ داشت روی مغزم دراز نشست میرفت
مشخص بود میخواست حرصیم کنه
+تمومش کن بزار برم
با این حرفم خیلی جلو تر اومد
ی ذره تکون میخوردم لبام میخورد به لباش...
نفس کشیدن واسم سخت شده بود و اون هم همینو میخواست
یهو دستاشو از دو طرفم برداشت و گذاشت روی کمرم
با لمس دستاش تنم لرزید
سرشو ازم دور کرد و برد سمت گردنم وکنار گوشم و گفت
_بوی خوبی میدی!(خمار)
داشتم از تعجب شاخ در میوردم
این چرا اینجوری میکنه امروز
سرشو کرد توی گودی گردنم و نفس عمیقی کشید که تنم مور مور شد
با کاری که کرد چشام گرد شد
روی گردنم رو بوسید
انگار کاراش دست خودش نبود
_لعنتی(آروم)
اینو گفت و سریع ازم فاصله گرفت
_برو بیرون(عصبی)
+چی. چیشدی یهو چرا اینقد قرمز شدی(تعجب)
_گفتم برو بیرون(داد)
با دادی که زد تنم از ترس لرزید و بدون هیچ حرف اضافه ای از اتاقش اومدم بیرون..
Part:³⁷
+دستاتو بردار و بزار برم
_خودت میخواستی زنم شی و من میتونم هرکاری که بخوام باهات بکنم دیگه مگه نه؟؟
+من که زنت نیستم عوضی اون شب نمیفهمیدم چی دارم میگم مست بودم میفهمی؟
_تو دیگه حرفتو زدی
در ضمن آدما توی مستیشون چیزایی رو میگن که حقیقت داره و واقعا میخوان...
+ببین مردک من مثل جک و ج. نده های درو ورت نیستم اینو بفهم(عصبی)
_منم که نگفتم ج. نده ای گفتم؟
قشنگ داشت روی مغزم دراز نشست میرفت
مشخص بود میخواست حرصیم کنه
+تمومش کن بزار برم
با این حرفم خیلی جلو تر اومد
ی ذره تکون میخوردم لبام میخورد به لباش...
نفس کشیدن واسم سخت شده بود و اون هم همینو میخواست
یهو دستاشو از دو طرفم برداشت و گذاشت روی کمرم
با لمس دستاش تنم لرزید
سرشو ازم دور کرد و برد سمت گردنم وکنار گوشم و گفت
_بوی خوبی میدی!(خمار)
داشتم از تعجب شاخ در میوردم
این چرا اینجوری میکنه امروز
سرشو کرد توی گودی گردنم و نفس عمیقی کشید که تنم مور مور شد
با کاری که کرد چشام گرد شد
روی گردنم رو بوسید
انگار کاراش دست خودش نبود
_لعنتی(آروم)
اینو گفت و سریع ازم فاصله گرفت
_برو بیرون(عصبی)
+چی. چیشدی یهو چرا اینقد قرمز شدی(تعجب)
_گفتم برو بیرون(داد)
با دادی که زد تنم از ترس لرزید و بدون هیچ حرف اضافه ای از اتاقش اومدم بیرون..
- ۴۷۲
- ۳۰ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط