ای رفته ز دل, رفته ز بر, رفته ز خاطر …

ای رفته ز دل, رفته ز بر, رفته ز خاطر …
بر من منگر تاب نگاه تو ندارم …
بر من منگر زان که بجز تلخی و اندوه …
در خاطر ان چشم سیاه تو ندارم .....
ای رفته ز دل راست بگو بهر چه امشب …
با خاطره ها امده ای باز به سویم …
گر امده ای در پی ان دلبر دلخواه …
من اونیم او مرده و من سایه ی اویم …
(سیمین بهبهانی)
دیدگاه ها (۲)

چو نمازِ شامِ هر کس بنهد چراغ و خوانیمنم و خیال یاری غم و نو...

راه گم کرده و با رویی چو ماه آمده ایمگر ای شاهد گمراه به راه...

مهرِ رُخِ تو عجین شده با گِلِ ماستما در رَهِ عشقیم و رُخَت م...

Attar#050622

یا صاحب الزمان ادرکنی

اشعار یزدان رستمی اصل و محمدمهدی عسگری فکور

_ چشمان قهوه ای او ؛ 30 ژوئیه 2026در کالبد نگاهت چیزی فراتر ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط