قلبم از درد گسست
قلبم از درد گسست
آه از بغض های توی گلو
آه از اشک های زیر پتو
آه از صدای نم نم باران
آه از آن آهِ سردِ تابستان
آه از درد های پی پایان ...
درد دارد بدنم
درد اندازه ی دریای خزر
درد از خنده ی تلخ مادر
درد از نعره های سردِ پدر
درد از آهِ جگر سوزِ خودم
در میانِ لگد و درد فغان ...
خاطرات بانوی آشفته
آه از بغض های توی گلو
آه از اشک های زیر پتو
آه از صدای نم نم باران
آه از آن آهِ سردِ تابستان
آه از درد های پی پایان ...
درد دارد بدنم
درد اندازه ی دریای خزر
درد از خنده ی تلخ مادر
درد از نعره های سردِ پدر
درد از آهِ جگر سوزِ خودم
در میانِ لگد و درد فغان ...
خاطرات بانوی آشفته
- ۶۹۵
- ۰۷ دی ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط