پارت ۶:
پارت ۶:
دختر پول رو جمع کرد و از آنجا رفت .او غرورش لگد مال شده بود و قلبش شکسته بود ،نه تنها جسمی بلکه از لحاظ روحی هم نابود شده بود .
دختر وقتی داشت از پیاده رو میگذشت صدایش را بالا برد و با خود بلند بلند حرف میزد:《کرایه خونه ندارمو باید تخلیه کنم ،قسط های ماشین که عقب افتاده ،نه کسیو دارم و نه سرپناهی ،خدایا چیکار کنم ؟
چی از جون من میخوای که اینجوری داری بهم سختی میدی ؟کی مثل پادشاها زندگی کردم که حالا اینجوری تغاس باید پس بدم ؟هااا؟
همه کسانی که در پیاده رو بودن فکر کردند که او زیادی نوشیدنی خورده ....
دختر پول رو جمع کرد و از آنجا رفت .او غرورش لگد مال شده بود و قلبش شکسته بود ،نه تنها جسمی بلکه از لحاظ روحی هم نابود شده بود .
دختر وقتی داشت از پیاده رو میگذشت صدایش را بالا برد و با خود بلند بلند حرف میزد:《کرایه خونه ندارمو باید تخلیه کنم ،قسط های ماشین که عقب افتاده ،نه کسیو دارم و نه سرپناهی ،خدایا چیکار کنم ؟
چی از جون من میخوای که اینجوری داری بهم سختی میدی ؟کی مثل پادشاها زندگی کردم که حالا اینجوری تغاس باید پس بدم ؟هااا؟
همه کسانی که در پیاده رو بودن فکر کردند که او زیادی نوشیدنی خورده ....
- ۱.۲k
- ۲۰ مرداد ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط