به کعبه گفتم تو از خاکی من از خاک...

به کعبه گفتم تو از خاکی من از خاک...
چرا باید به دور تو بگردم؟؟؟!!!
ندا امد تو با پا امدی باید بگردی...
برو با دل بیا تا من بگردم...
خدای مهربون
https://telegram.me/mehrabakhoda
دیدگاه ها (۵)

عاشقانه های شبنم

رمان ارام باش

وقتی بین پسر و دخترش فرق می‌گذاشت P¹جیهوپ از وقتی جیهو و سو...

رمان دخت من

گفتم میشه نری ، گریه کرد .منم گریه ام گرفت راضی شدم که بره ....

اشعار یزدان رستمی اصل و محمدمهدی عسگری فکور

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط