با هر غزل

با هر غزل ....
از بوسه‌ی داغِ تو نوشتم ....

ای حضرت آغوش ....
بـفـرمـا ..

بغلم کـن ..!!!
‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎ 
‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌
دیدگاه ها (۲۷)

قدمی،به قلب من نه...نفسیقرار من باش!

دلم لحظه ای را می خواهد !که تو باشی …همین کنار نزدیک به مندر...

نمی شود عاشقت نبود !نمی شود ؛باید بودنت را محکم بغل کرد ...ب...

عشق چه میخواهد از ما ؟جز دو قلب که بتپد جز دو چشم که مسخ شود...

آنقدَر از تو نوشتم همه جا پیش همهقصّه ی شاعری ام یکسره دیوان...

نوشت: از دور دیدم بین جمعی شعر می‌خواندی!نوشتم: شعر نه، داغ ...

.اگر گاهی ندانسته به احساس تو خندیدمو یا از روی خودخواهی فقط...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط