در تماس تلفنی با یارو :

در تماس تلفنی با یارو :
الو غلام
. . .بدو که زنت داره زایمان میکنه و میخواد بچه بیاره
. . . باشه باشه الآن خودمو میرسونم
سپس گوشی رو قطع کرد و شروع کرد به دویدن
دوید
دوید
دوید
دوید
دوید
دوید
دوید
دوید
یه لحظه ایستاد و با خودش گفت :
الآن که موقع زایمانش نیست
اشکال نداره میرم می بینم
دوید
دوید
دوید
دوید
دوید
دوید
دوید
دوید
دوباره ایستاد و باخودش گفت :
زن من که اصلا حامله نبود
اشکال نداره میرم می بینم قضیه چیه ؟
دوید
دوید
دوید
دوید
دوید
دوید
دوید
دوید
باز هم ایستاد و باخودش گفت :
من که اصلا ازدواج نکردم زن ندارم
اشکال نداره میرم ببینم قضیه چیه ؟
دوید
دوید
دوید
دوید
دوید
دوید
دوید
دوید
یه بار دیگه ایستاد و باخودش گفت:
اصلا من که غلام نیستم
باز میخواست بدوه.من گرفتمش . . . :|
دیدگاه ها (۱)

چند پارتی درخواستی

پارت ۱۴ — «مهمونِ شب‌مونده»عصر شده بود و تهیونگ هنوز قصد رفت...

𝐋𝐢𝐤𝐞 𝐚𝐧𝐠𝐞𝐥. Part18«ویو فردا»- لیا ...+جانم-بیدار شو +بیدارم-...

دیدار باتو (ادامه پارت ۱)

سلام سلام چطورید من اومدمممممممممم ولی این دفعه شرط ها رو می...

رمان دخت من

~𝐇𝐔𝐍𝐓𝐄𝐑~#پارت11*شـکـارچـی* بعد از کمی رانندگی به پل رسیدن.جی...

پارت ۱۸ — «چالش عجیب»جونگکوک جعبه رو جلو کشید و یه کاغذ دیگه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط