عشق دردناک

عشق دردناک
p¹⁰
مدارک هارو برداشتم و رفتم بیرون
درو قفل کردم و کلید رو دادم اجوما
رفتم تو اتاق یه دور دیگه به برگه نگاه کردم

_هعیی کوک تو نفهمیدی تو خونت جاسوس نگه داشتی

برگه رو سرجاش گذاشتم که حالت تهوع گرفتم
سمت دستشویی اتاقم رفتم و بالا آرودم

_آییی سرم گیج میره

نشستم روی تخت و دراز کشیدم که کم کم چشمام گرم شد و خوابم برد

"ویو صبح"

از خواب بلند شدم و لباسم رو پوشیدم که برم پیش لارا

_چقدر لباس تویه بدنم تنگه،ا.ت چاق شدیااا(خنده)

رفتم پیش لونا که ببره منو بیمارستان

_سلام ابجییی

؟آخخ گوشم کر شد

_خب چیکار کنم دلم برات تنگ میشه

؟خوبی

_بله بله خوبم شما چی؟(کیوت)

؟منم خوبم میگم تو تهیونگ و پسرم رو ندیدی

_نه راستی اسم پسرت چیه؟

؟دو هیون

_اوخییی عزیزم چقدر قشنگ

؟مرسیی

×خواهرا گل میگنو گل می شنون

؟عهه اومدی عزیزم

تهیونگ سمتم لارا اومد و بوسه ی آروم روی لب لارا گذاشت

کاشکی جونگکوک هم منو دوست داشت و منو اینجوری از ته دل می بوسید

خیلی حالم بد بود برای همین رفتم یه آزمایش دادم پس تصمیم گرفتم برم آزمایش بدم

دکتر:خب عزیزم اینم ازمایش

_میشه بگی چی شده الان؟

دکتر:عزیزم تبریک میگم شما باردارید

_...

هیچی نفهمیدم و یهو چشمام سیاهی رفت و غش کردم

...

؟خواهرییی

×خواهر زننن

؟خواهر زن رو از کجا آوردی

×چمیدونم خب ا.تتتتت

؟بهتر شد

_م...من

؟ابجی خوبی

_من میخوام برم خونه

×چ...چی

پاشدم سرم رو دراوردم و به سمت تاکسی رفتم

رسیدم خونه که دیدم یونا روی پای کوکه و داره باهاش با عشوه صحبت میکنه

_آهایییی جونگکوکککک(جورعت😂😂)

+‌...(اخماش رفت توهم)دختره ی هرزه چرا صدات رو توی گلوت میندازی و داد میزنی

&ایششش هرزه

برگه ی ازمایش رو به کوک دادم که چشماش چهارتا شد
دیدگاه ها (۲۱)

یه فالوش نشه؟!🎀💘@kim_mari0

۶۰۰ تایی شدنمون مبارک💅🎀به امید k1 شدن🫂🎀

یه فالوش نشه؟!🎀🤌@ainsz

عشق دردناکp⁵صبح از خواب بلند شدمدوباره جاهای کبودی های روی ب...

اشتباه من

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط