که یهو دوست قبلی نیما اومد(دختر بود) و موهامو خیلی محکم ک

که یهو دوست قبلی نیما اومد(دختر بود) و موهامو خیلی محکم کشید داشتم سرش داد مزدم ونیما میگف ولش کن تو موشکلت بامنه نه اون
منو کشون کشون برد تو کوچه لباسم رو پاره کردو گفت...

حالا برو و مخشو بزن منم باتعجب گفتم خفه شو نادیا چیمیگی به چک بهش زدمو
رفتم بالا تا وسایلمو بردارم که برم
ولی نیما اومد بالا وگفت داری چیکار میکنی منم باچشم گریونم بهش نگاه کردم بهم گفتاون داره چرت و پرت میگه اونم بغلم کرد و من تو بغلش خوابم برد وقتی بیدار شدم دیدم همه تو حال مثل من خوابیده بودن تا من حس بدی ندارشته باشم
نیواد اومد وگفت کیا گشنشونه همه گفتن ماااااااااا بده غذا رو دیگه اه
رفتم پایین و دیدم که ......





🎀مایل به پارت۳🎀
دیدگاه ها (۰)

حرفی ندارم 🛐ولی هرجا هستین سلامت باشین و خودتونو ناراحت نکنی...

تولد نیما

بچها یه چیز قطعی رفتم تو چنل تلگرام رفته بودم حوصلم سر میرف ...

پارت چهار جیهون: قبول کردی باهاش قرار بزاری ( با عصبانیت)لین...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط